رفتن به مطلب

sAmaR!

کاربر عضو
  • تعداد ارسال ها

    276
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    13

آخرین بار برد sAmaR! در مهر 12

sAmaR! یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است !

اعتبار در سایت

769 Excellent

9 دنبال کننده

درباره sAmaR!

  • درجه
    .

آخرین بازدید کنندگان نمایه

553 بازدید کننده نمایه
  1. sAmaR!

    زندگی خاطره آمدن و رفتن ماست...

    هرگز در زندگی خود نگویید هنوز وقت هست یا شاید دفعه بعد زیرا مفهومی وجود دارد به نام دیر شدن.
  2. sAmaR!

    زندگی خاطره آمدن و رفتن ماست...

    اگر پرنده را به قفس بیندازی، مثل این است که پرنده را قاب گرفته باشی! و پرنده ی قاب گرفته، فقط تصور باطلی از پرنده است... منت آب و دانه بر سر او مگذار و امنیت و رفاه را به رخ او نکش... عشق، طالب حضور است و پرواز، نه امنیت و قاب ...
  3. sAmaR!

    زندگی خاطره آمدن و رفتن ماست...

    برکه اي در همين نزديکي ست با نيلوفري در آن در انتظار ديدار ساحل آه چه انتظاري عبث هرگز نشود اين ديدار تا زماني که اشک برگهايش در برکه جاريست نرسد به ساحل...
  4. sAmaR!

    زندگی خاطره آمدن و رفتن ماست...

    سهم من از تو همین دلتنگیهاست که بی دعوت می آیند و خیال رفتن ندارند ...
  5. sAmaR!

    زندگی خاطره آمدن و رفتن ماست...

    ﺍﻳﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ، ﺣﺎﻝ ﺧﻮﺷﻲ ﻧﺪﺍﺭﻡ .. ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺯﺭﺩﻡ، ﻛﻪ ﺗﺎ ﺳﺒﺰ ﺷﺪﻥ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﻫﻢ، ﻣﺠﺎﻟﻲ ﻧﺪﺍﺭﻡ ..... ﺣﺎﻝ ﻛﻪ ﺳﻴﺎﻩ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﻱ ﻣﺮﺍ، ﺩﻳﮕﺮ ﻧﻴﺎ ..! ﺗﻦ ﺑﻪ ﺳﭙﻴﺪﻱ ﺑﺮﻑ ﺳﭙﺮﺩﻥ، ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺯ ﺑﻮﺩﻧﻲ ﺍﺳﺖ، ﻛﻪ ﺗﺎﺭ ﺩﻳﺪﻩ ﺷﻮﻡ . .
  6. کبریتـهای سـوخته هـمـ ، روزی درختـ های شـادابی بـوده اند! مثل مـا ، که روزگـاری می خنـدیدیـمـ قبـل از اینـکه عـشق روشنـمان کنـد...
  7. sAmaR!

    زندگی خاطره آمدن و رفتن ماست...

    فریدون فروغی جه زیبا می گفت: اگه یاد کسی هستیم، این هنر اوست نه هنر ما!!!
  8. یوگا یکی از پرطرفدار ترین ورزش ها در سطح دنیاست و امروزه تقریبا در هر شهری حداقل یک کلاس برای آموزش این ورزش یافت می‌شود. ورزش یوگا از تاریخ کهن هند سرچشمه می‌گیرد و ریشه‌ای عمیق در ادیان بودایی‌، هندو و جین دارد. از دیدگاه آیین بودایی یکی از راه های توقف رنج اندیشه‌ی درست و تمرکز درست است و اینها همان مفاهیمی هستند که ورزش یوگا بر پایه‌ی آنها ساخته ‌شده است. ۲. رادیو هر چند که امروزه همه‌ گولیلمو مارکونی را مخترع سیستم بی‌سیم تلگرافی یا همان رادیو می‌دانند اما برای اولین بار یک دانشمند بنگالی به نام جاگادیش چاندرا از محدوده طول موج امواج مایکروویو برای آتش زدن باروت و به صدا درآوردن زنگ استفاده کرد. در سال ۱۸۹۴ جاگادیش چاندرا در یک مقاله در یک نشریه‌ی بنگالی گفت: "نور نامرئی به راحتی ‌می‌تواند از دیوار های آجری، ساختمان ها و... عبور کند. بنابراین پیام را نیز می‌توان به وسیله آن و بدون نیاز به سیم منتقل کرد". نویل مات، برنده جایزه نوبل در سال ۱۹۷۸، در مورد چاندرا می‌گوید که "او ۶۰ سال از زمان خود جلوتر بود". ۳. فیبر نوری آیا می‌توانید جهان را تصور کنید که در آن نمی‌توانید ویدئو های خنده دار دوستانتان را در یوتیوب تماشا کنید یا آخرین پیشنهادات برای محصولات جدید را در اینباکس ایمیلتان دریافت کنید؟ اگر پاسختان منفی است پس باید از هندی ها سپاسگذار باشید. ناریندر سینگ کاپانی که از او به عنوان پدر فیبر نوری نیز یاد می‌شود یک فیزیکدان و کارآفرین اهل پنجاب هندوستان بود که برای اولین بار کار بر روی فیبرنوری را آغاز کرد. کاپانی بیش از ۱۰۰ مقاله‌ی علمی و ۴ کتاب نیز منتشر کرده است. ۴. بازی مار پله آیا شما هم موافقید که جدیدترین و بروزترین بازی های کنسول های مختلف هم نمی‌توانند آن لذت بازی مارپله را به بچه های دهه ۶۰ و ۷۰ منتقل کنند؟ بازی مارپله که یکی از محبوب‌ترین بازی های دوران کودکی همه‌ی ما بوده است هم اصالتی هندی دارد. از بازی مار پله برای آموختن آموزه های هندو به کودکان استفاده می‌شده. در این بازی پله نماد تقوا و فضیلت و مار نماد شیطان است و شما باید به "ویکونثا" که در آموزه های هندو به معنی آسمان است برسید. ۵. پورت های یو اس بی پورت های یو اس بی که باعث ایجاد انقلابی در برقراری روابط دستگاه های الکترونیکی با یکدیگر شدند، اولین بار توسط فردی هندی به نام آجای بات ساخته شدند. در سال ۱۹۹۰ آجای بات و تیمش کار بر روی دستگاهی را شروع کردند که در اواخر این دهه به یک قابلیت کلیدی در برقراری ارتباط دستگاه های کامپیوتری مبدل شد. بات حتی در سال ۲۰۰۹ در یک تبلیغ تلویزیونی اینتل نیز بازی کرد و در سال ۲۰۱۳ جایزه‌ی بهترین مخترع غیر اروپایی ساکن اروپا را کسب کرد. ۶. سیفون توالت مورد ششم شاید یکی از جالب ترین موارد اخترع شده توسط هندی ها باشد. هندی ها اولین مردمانی در سراسر دنیا بودند که از توالت هایشان سیفون دار بوده. شواهد باستانی نشان داده است که تمدن های هندی ساکن دره‌ی ایندوس از توالت های سیفون دار که به یک سیستم فاضلاب پیچیده وصل بوده استفاده می‌کردند. ۷. شامپو آیا می‌توانید حمام کردن بدون شامپو را تصور کنید؟ قطعا غیر ممکن است. آخرین مورد از این لیست که هندی ها در اختراع آن دست داشتند بدون شک پرکاربردترین مایع تمیز کننده در جوامع امروزی است. نمونه های اولیه شامپو در قرن ۱۵ میلادی در هندوستان ساخته شد. این نمونه های اولیه از جوشاندن گیاهی به نام اسپیدونس به دست می‌آمد و سپس ماده‌ای به نام آملا که نوعی از انگور فرنگی هندی است به آن اضافه‌ می‎‌شد.
  9. sAmaR!

    حکایت ها...

    سر منشا اصطلاح "باد آورده" در دوران پادشاهی خسرو پرويز بين ايران و روم جنگ شد و در اين جنگ ايرانيان پيروز شدند و پايتخت روم به محاصره ارتش ايران در آمد و سقوط آن نزديك شد. هراکلیوس پادشاه روم چون پایتخت را در خطر دید، دستور داد كه خزائن جواهرت روم را بار کشتی بزرگی کنند تا از راه دريا به تونس منتقل سازند. ولي كشتي هنوز مقداري در مديترانه نرفته بودكه ناگهان باد مخالف وزيد و کشتی را باد به کرانه ی غربی آناتولی برد كه در تصرف ايرانيان بود و در آنجا به دست ایرانیان افتاد. ايرانيان خزائن را به تيسفون پايتخت ساساني فرستادند. خسرو پرويز شادمان شد و چون اين گنج در اثر تغيير مسير باد بدست ايرانيان افتاده بود خسرو پرويز آنرا "گنج باد آورده" نام نهاد. (سال 616 م) از آن روز به بعد بود که هرگاه ثروت و مالي بدون زحمت نصيب كسي میشد، آن را بادآورده نامیدند.
  10. sAmaR!

    تصاویر یک حفره اسرار آمیز...

    در یکی از دریاچه های کوه سرا دا استرلا در پرتغال یک سوراخ عجيب، شبیه به آبشار وجود دارد، اما درحقيقت این حفره اسرارآمیز در واقع لوله ايست که از طریق آن آب اضافي دریاچه کوهستانی تخلیه شده و از طریق طول تونل 1500 متري به يك نيرگاه برقي مي رسد براي گرفتن این تصاویر از هواپیماهای بدون سرنشین استفاده شده است.
  11. sAmaR!

    حکایت ها...

    شخصي نزد همسايه اش رفت و گفت: گوش کن! مي خواهم چيزي برايت تعريف کنم. دوستي به تازگي در مورد تو مي گفت.... همسايه حرف او را قطع کرد و گفت: - قبل از اينکه تعريف کني، بگو آيا حرفت را از ميان سه صافي گذرانده اي يانه؟ - کدام سه صافي؟ - اول از ميان صافي واقعيت. آيامطمئني چيزي که تعريف مي کني واقعيت دارد؟ -نه. من فقط آن را شنيده ام. شخصي آن را برايم تعريف کرده است. - سري تکان داد و گفت: پس حتما آن را از ميان صافي دوم يعني خوشحالی گذرانده اي. مسلما چيزي که مي خواهي تعريف کني، حتي اگر واقعيت نداشته باشد، باعث خوشحالي ام مي شود. - دوست عزيز، فکر نکنم تو را خوشحال کند. - بسيار خوب، پس اگر مرا خوشحال نمي کند، حتما از صافي سوم، يعني فايده، رد شده است. آيا چيزي که مي خواهي تعريف کني، برايم مفيد است و به دردم مي خورد؟ - نه، به هيچ وجه! همسايه گفت: پس اگر اين حرف، نه واقعيت دارد، نه خوشحال کننده است و نه مفيد، آن را پيش خود نگهدار و سعي کن خودت هم زود فراموشش کني.
  12. sAmaR!

    حکایت ها...

    در طول نبردی مهم و سرنوشت ساز ژنرالی ژاپنی تصمیم گرفت با وجود سربازان بسیار زیادش حمله کند. مطمئن بود که پیروز می شوند اما سربازانش تردید داشتندو دودل بودند. در مسیر میدان نبرد در معبدی مقدس توقف کردند. بعد از فریضه دعا که همراه سربازانش انجام شد ژنرال سکه ای در آورد و گفت:" سکه را به هوا پرتاب خواهم کرد اگر رو آمد، می بریم اما اگر شیر بیاید شکست خواهیم خورد". "سرنوشت خود مشخص خواهد کرد".. سکه را به هوا پرتاب کرد و همگی مشتاقانه تماشا کردند تا وقتی که بر روی زمین افتاد. رو بود. سربازان از فرط شادی از خود بی خود شدند و کاملا اطمینان پیدا کردند و با قدرت به دشمن حمله کردند و پیروز شدند. بعد از جنگ ستوانی به ژنرال گفت: "سرنوشت را نتوان تغییر داد(انتخاب کرد با یک سکه)" ژنرال در حالی که سکه ای که دو طرف آن رو بود را به ستوان نشان می داد جواب داد:" کاملا حق با شماست".
  13. sAmaR!

    حکایت ها...

    ميگويند حدود 700 سال پيش، در اصفهان مسجدي ميساختند. روز قبل از افتتاح مسجد، کارگرها و معماران جمع شده بودند و آخرين خرده کاري ها را انجام ميدادند. پيرزني از آنجا رد ميشد وقتي مسجد را ديد به يکي از کارگران گفت: فکر کنم يکي از مناره ها کمي کجه! کارگرها خنديدند. اما معمار که اين حرف را شنيد، سريع گفت : چوب بياوريد ! کارگر بياوريد ! چوب را به مناره تکيه بدهيد. فشار بدهيد. فششششششااااررر...!!! و مدام از پيرزن ميپرسيد: مادر، درست شد؟!! مدتي طول کشيد تا پيرزن گفت : بله ! درست شد !!! تشکر کرد و دعايي کرد و رفت کارگرها حکمت اين کار بيهوده و فشار دادن مناره را پرسيدند ؟! معمار گفت : اگر اين پيرزن، راجع به کج بودن اين مناره با ديگران صحبت ميکرد و شايعه پا ميگرفت، اين مناره تا ابد کج ميماند و ديگر نميتوانستيم اثرات منفي اين شايعه را پاک کنيم... اين است که من گفتم در همين ابتدا جلوي آن را بگیرم!
  14. sAmaR!

    حکایت ها...

    نجار نجار پيری بود که می خواست بازنشسته شود. او به کار فرمايش گفت که می خواهد ساختن خانه را رها کند و از زندگی بی دغدغه در کنار همسر و خانواده اش لذت ببرد. کار فرما از اينکه ديد کارگر خوبش می خواهد کار را ترک کند٬ناراحت شد. او از نجار پير خواست که به عنوان آخرين کار٬تنها يک خانه ی ديگر بسازد. نجارپير قبول کرد٬ اما کاملاً مشخص بود که دلش به اين کار راضی نيست. او برای ساختن اين خانه ٬ از مصالح بسيار نا مرغوبی استفاده کرد و با بی حوصلگی به ساختن خانه ادامه داد. وقتی کار به پايان رسيد کارفرما برای وارسی خانه آمد. او کليد خانه را به نجار داد و گفت: اين خانه متعلق به توست .اين هديه ای است از طرف من برای تو. نجار يکه خورد. مايه ی تاسف بود! اگر ميدانست که خانه ای برای خودش می سازد٬ حتما کارش را به گونه ای ديگر انجام ميداد....
  15. sAmaR!

    حکایت ها...

    طول عمر حضرت موسی به عروسی دوجوان مومن و نیک سرشت قومش دعوت شده بود، آخر شب در هنگام خداحافظی عزرائیل را بر بالای خانه بخت وحجله عروس و داماد دید!!! از او پرسید تو اینجا چه میکنی؟ عزراییل گفت امشب آخرین شب زندگی این عروس داماد است ماری سمی درمیان بستر این دوجوان خوابیده ومن باید در زمان ورود آنها دراین حجله جان هر دو را به امر پروردگار دراثرنیش مار بگیرم . موسی با اندوه از ناکامی و مرگ این دوجوان نیکوکار و مومن قومش رفته وصبحگاهان برای برگذاری مراسم دعا و دفن آن دو بازگشت امادر کمال تعجب و خوشحالی عروس و داماد زنده و خندان از دیدن پیامبر خدا درحال بیرون انداختن جسد ماری سیاه دید!!! از خدا دلیل دادن این وقت وعمر اضافه به ایشان را پرسید؟ جبرییل نازل شدو گفت دلیل را خود با سوال از اعمال شب قبل ایشان خواهی یافت. موسی از داماد سوال کرد دیشب قبل ورود بحجله چه کردند؟ جوان گفت وقتی همه رفتند گدایی=(سائلی) در زد و گفت من خبر عروسی شمارا در روستای مجاور دیر شنیدم و تمام بعدازظهر و شب را برای خوردن و بردن یک شکم سیر از غذای شما برای خود وهمسر بیمارم در راه بودم لطفا بمن هم از طعام جشنتان بدهید. بداخل آمدم و جز غذای خودم و همسرم نیافتم غذای خودرا به آن مرد گرسنه دادم خورد برایم دعای طول عمر کردو گفت برای همسرم هم غذابدهید اونیز چون من سه روز است غذای مناسبی نخورده است. باخجالت قصد ورود و بستن در را داشتم که همسرم با رویی خندان غذای خودش را بمرد داد و اودرهنگام رفتن برای هردوی ما دعای طول عمر ،رفع بلا و شگون مصاحبت باپیامبر خدا دراولین روز زندگی مشترکمان را کردو رفت. وقتی قصد ورود بحجله را داشتیم مجمعه (سینی بزرگ و سنگین غذا از جنس مس ) از دست همسرم برروی رختخواب افتاد و باعث مرگ این مار سمی که در رختخواب مابود گشت، پس ماهردو دیشب را تااکنون بعبادت گذارندیم و العجب شادی ما از اینست که دعای آنمرد بر شگون مصاحبت با شما نیز به اجابت رسید. جبرییل ع فرمود ای موسی بدان صدقه و انفاق باعث رفع بلا و طول عمر شده این بر ایشان بیاموز و داستانشان برهمگان باز گو باشد که چراغی گردد بر خلق ما برای نیکی به دیگران و مصاحبت پیامبرانی چون تو در جنت.
×
×
  • اضافه کردن...