رفتن به مطلب

تخته امتیازات

  1. *Niloof@r*

    *[email protected]*

    کاربر ویژه


    • امتیاز

      141

    • تعداد ارسال ها

      179


  2. sAmaR!

    sAmaR!

    کاربر عضو


    • امتیاز

      108

    • تعداد ارسال ها

      270


  3. mahi.goli

    mahi.goli

    کاربر ویژه


    • امتیاز

      63

    • تعداد ارسال ها

      217


  4. Best_Boy.0111

    Best_Boy.0111

    کاربر عضو


    • امتیاز

      48

    • تعداد ارسال ها

      27



مطالب محبوب

در حال نمایش مطالب دارای بیشترین امتیاز از زمان ۲۰/۰۷/۰۵ در همه بخش ها

  1. 4 امتیاز
    وقتی کسی رو دوس داری ، حاضری جون فداش کنی حاضری دنیا رو بدی ، فقط یه بار نیگاش کنی قید تموم دنیا رو به خاطر اون می زنی خیلی چیزا رو می شکنی ، تا دل اونو نشکنی
  2. 4 امتیاز
    قاصدک هان، چه خبر آوردی؟ از کجا وز که خبر آوردی؟ خوش خبر باشی، اما،‌ اما گرد بام و در من بی ثمر می گردی انتظار خبری نیست مرا نه ز یاری نه ز دیار و دیاری باری برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس برو آنجا که تو را منتظرند اخوان ثالث
  3. 4 امتیاز
    روی بنمایی و دل از من شوریده ربایی تو چه شوخی که دل از مردم بی‌دیده ربایی تو که خود فاش توانی دل یک شهر ربودن دل شوریده روا نیست که دزدیده ربایی شوریده شیرازی
  4. 4 امتیاز
    شب ها را تا نزدیکی های صبح می نویسم از تو از دلتنگی از آدم ها رفتن ها، آمدن ها فصل ها و ماه ها و روزها... قلمم که خوابش گرفت، می خوابم خواب تو را می بینم خواب آمدنت، رفتنت، فصل ها و ماه ها و روزهایی که نبودی... ساعت کوک شده ام که جیغ می کشد دلم نمیاید پلک هایم را باز کنم می دانم پشت پلک هایم تو نیستی... اما مگر آدم چقدر می تواند با چشم های بسته طاق باز روی تخت بماند عین رابطه که آدم مگر چقدر می تواند چشم هایش را به روی خیلی چیزها بسته نگه دارد... چشم هایم را مثل خوردن همان شربت تلخ سرماخوردگی باز می کنم... از سرزمین رویا برمیگردم به دنیا... همینطور که دارم قهوه آماده می کنم یاد خواب دیشبم می افتم... برگشته بودی... نیت می کنم فنجان قهوه را چپه می کنم توی نعلبکی... فنجان را برمیگردانم و با یک نگاه به داخلش می فهمم قدیمی ها راست گفته اند که خواب زن چپ است... صبح زمستانی من لابه لای اشکال عجیب و غریب نبودنت اینگونه گس آغاز می شود
  5. 4 امتیاز
    وقتي كسي از بين دو نفر حذف مي شود، هر دو به نوعي متروك مي شوند، خالي از آن ديگري... چيزهايي در آنها مي ماند و چيز هاي ديگري، جاي قبلي ها را مي گيرد! يكجور متلاشي شدن، گاهي تميز و چيده شده و گاهي پر از ترك و ريزش... از همه بدتر بساطيست كه ديگر پهن نيست، اما جايش مانده! متروك شدن براي خانه هاي اصيل نيست، براي آدم هاي اصيل هم پيش مي آيد، گاه خواسته و گاه ناخواسته! ترك شدگي عجيب است! از جانب هركس، هرجا، هر وقت... خانه اي را تصور كنيد كه در اصلي ترين خيابان اين شهر سالهاست ترك شده، سالن پذيرايي، ميز ناهارخوري، آشپزخانه، اتاق خواب، روشويي، پاگرد! آدمهاي متروك از خانه هاي متروك غمبارترند. پاگرد، جايي كه آخرين ديدار را تجربه كرد...
  6. 4 امتیاز
  7. 4 امتیاز
  8. 3 امتیاز
    هر آدمی شاید در عمرش فقط یک بار می تواند کسی را به تمامی دوست بدارد. تمامش را، حتا تیرگی های روحش را بپرستد. خدا بسازد از آدمی که می داند آسمانی نیست. نگاهش کند و دلش ضعف برود و بی آن که داشتن یا نداشتن آغوشش چندان مهم باشد، از حال خوب او به آرامش برسد. محو شود، پنهان شود، گم شود در زوایای تن او حتی اگر به نگاهی از دور قناعت کند. دل خوش کند حتا به بوسه های ناممکن قبل از خواب، به عکسی روی گوشی موبایلی. هر کسی شاید فقط یک بار، با یک آدم، پرنده می شود. و ما همیشه دیر رسیدیم. همیشه دوم شدیم، وقتی به خداهای زمینی دلخواهمان رسیدیم. همیشه پرچم غریبه ای روی قله ای که فتح کردیم، کره ای که کشف کردیم، پیش از ما نشسته بود. همیشه مقایسه شدیم و باختیم. ما معمولی ها. ما که فکر کردیم همین که مهربانیم کافی است و نبود. فکر کردیم همین که صادقانه دوست بداریم کافی است، و نبود. ما که تاریکی های درونمان را به حرمت علاقه پیش چشمهایی که دوست داشتیم نمایان کردیم، و همین شد که دل بریدند و رفتند و ماندیم کنار دیوارهای سیمانی شهری که کسی در آن با بقیه حرف نمی زند. دوم شدن کشنده است. این که مقایسه ات کنند و به رویت بیاورند که تنها کاری که کردی این بود که آتش حسرت نبودن آدم قبلی را دوباره بیدار کردی. انگار تیغ تیزی کشیده باشند روی شاهرگ روحت، از پا در می آیی، مثل اسب مسابقه پیری که پایش شکسته باشد. بی مرهم؛ در انتظار زوال. شاید هم هیچ بودن بهتر است از دوم بودن. تا جوانی فکر میکنی نه، جنگیدن بهتر است، می توانی برنده شوی. اما روحت که سالخورده شد، می روی آرام و خونسرد می نشینی میان تماشاگران. بی هیچ هیجانی. اگر هم کسی گفت دوستت دارم، وانمود میکنی سمعکت در خانه جامانده. عادت می کنی به فقدان. مثل پیرمردی که هر روز صبح به نانوایی محله ما می آید، بعد یادش می افتد زنش مرده، می نشیند روی نیمکت، گاهی در فکرها گم می شود و گاهی بی صدا گریه می کند، و کمی بعد نان برشته ای می گیرد و می رود. بی آن که کسی منتظرش باشد، بی آن که برای "کسی" نان برده باشد. لابد یک روز صبح دیگر به نانوایی نمی آید و ما می فهمیم که مرده. در سکوت. تنهای تنهای تنها. #حمیدسلیمی
  9. 3 امتیاز
    آن‌قدر جای خالیت اینجاست که کنارم دراز می‌کشد برایم قصه می‌گوید سر برشانه‌ام می‌گذارد وگاه باهم، گریه می‌کنیم... آن‌قدر به نبودنت، عادت کرده‌ام که اگر یک روز بیایی دلم برای جای ‌خالی‌ات تنگ می‌شود دلم برای دلتنگی‌ات دلم برای آوازهایی که جای‌خالی‌ات می‌خواند... هم دوست دارم که بیایی هم می‌ترسم که بیایی
  10. 3 امتیاز
    شاید هم تمام آن چه ما نمی دانیم و کسی به ما یاد نمی دهد، اصل عدم قطعیت است. این که واقعیت جاری در هیچ لحظه ای و هیچ واقعه ای، قطعا آن چه می بینی و حتی آن چه باور داری نیست. این که دوستت دارمی که می شنوی الزاما صادقانه گفته نشده، این که عذاب دوری که به جان خریده ای آنقدر هاکه وانمود میکنی سخت نیست، این که دلتنگی می تواند نقابی باشد برای پنهان کردن دردهای مهمتر، این که اشک‌ها الزاما از ابرهای دلت نمی بارند و ممکن است به سادگی ابزاری باشند برای ربودن دلت و آماده کردنت برای زخمی دیگر و عمیق تر. و شاید همه اینها نباشند. می بینی؟ تاریکی واقعیت ندارد، و هرچه هست فقدان نور است. همینقدر عجیب و غریب است دنیا. این که بودن هیچکس قطعی نیست، این که رفتن هیچکس قطع نیست. نه، یادمان ندادند اصل های مهمتر زیستن را. مثلا این که لحظه را دریابی، لحظه را، که تنها واقعیت جاری در زندگی است. بلد نیستیم. گم می شویم، گاهی در خوشی، گاهی در غم. مادربزرگ می گفت آدمیزاد می‌تواند در یک استکان چای غرق شود. نسل ما لاقل بلد نیست. در دنیا گیج است. پسرک سرگردانی است که در محله جدید جایی را نمی شناسد، و در همه کوچه ها گم می شود... #حمیدسلیمی
  11. 3 امتیاز
    ما هرکدام دو دهان داریم. یک دهان زیبا، با یک ردیف دندان معمولی، که وقت لبخندزدن به آدمها نشان می دهیم، وقت بوسیدن استفاده اش می کنیم و وقت حرف زدن عصای دستمان می شود.دهانی شریف که با آن حرفهای زیبا می زنیم، شعارهای قشنگ می دهیم، و اگر لازم باشد شعر هم می خوانیم. دیگری، پوزه ای متعفن، مجهز به صدایی غیرانسانی، با یک ردیف دندان تیز بی رحم زشت‌کار مهیب برّا و مرگبار. دهانی بدبو که پنهان شده درعمیق ترین قسمتهای جانمان، جایی که کسی نمی بیند. اما اگر کسی شبیه ما فکر نکرد، اگر به سازِمان نرقصید، اگر مثلا خواستیم و ما را نخواست، اگر دوستمان داشت و فهمیدیم در برابرمان مبتلاست و عاجز، اگر به آیینی که مقدس می دانیم و او مستحق تقدیسش نمی داند گزندی وارد کرد، اگر منافعمان را به خطر انداخت، واویلا، پوزه هولناک پنهان را از پستو بیرون می کشیم و چنان می دریم که ثابت می کنیم رسته‌ای گمنامیم از درندگان کشف نشده و اهلی نشده، گونه ای زشت از خلقت، پنهان شده میان کفتار و گورکن. ما شیطان و خدائیم همزمان. بستگی دارد کجای معادله ایستاده باشیم ...... #حمیدسلیمی
  12. 3 امتیاز
    انگار این نبودن هایت تمامی ندارند ... این نداشتن هایم این نشدن ها این نرسیدن ها ... انگار تقدیرِ من بـا نداشتنت گره خورده است این دوست داشتن انتها ندارد تمامِ وجودم از ایـن خواستن ولی نداشتن درد میکند ... انگار این بغضِ کهنه خیالِ شکستن ندارد ... دوست داشتنت بغضی ـست که تا ابد همراهم هست ... نبودنت هم ... نبـودنت هر روز با من است که خط میکشد رویِ تمام خیال بافی هایم که یـادم می آورد این نداشتن همیشگی است ... این نرسیدن همیشگی است ... ندارمت و این تمامِ حرفِ من است .. #مخاطب _خاص_دارد...
  13. 3 امتیاز
    شبیه کسی شده ام که هر روز قبل از خوردن صبحانه به گلدان کوچکش سر می زند قطره های آب را آرام می پاشد پنجره ی ایوان را باز می گذارد با فاصله می نشیند، نگاهش می کند از دور مراقب تابش آفتاب است مبادا که تند شود مبادا تگرگ ببارد مبادا کلاغی از کنارش بگذرد شبیه کسی شده ام که غروب ها با گلدانش خلوت می کند روی ایوان می ایستد به دور دست ها خیره می شود و تمام حواسش به همین شاخه ی خواب آلوده است هنوز شب نشده پنجره را می بندد و می گذارد به حال خودش باشد تا سرش خم شود روی ساقه و آرام بخوابد بعد گوشه ای می نشیند و لحظه های با او بودن را مزه مزه می کند و همانجا پای پنجره خوابش می گیرد من اینگونه از بودنت مراقبت می کنم...
  14. 3 امتیاز
    فواید چای ماسالا جایگزین چای سیاه بهداشت و سلامت تغذیه خواص چای ماسالا و مزایا و عوارض جانبی چای ماسالا زمان مطالعه : 8 دقیقه چای ماسالا یک نوع چای هندی می باشد و دارای خواص و فواید شگفت انگیزی است، همچنین چای ماسلا مزایای فراوانی برای سلامتی دارد. خواص چای ماسالا و مزایا و عوارض جانبیچای ماسالا: ریشه چای ماسالا در هند است و دارای مزایای پزشکی فوق العاده می باشد و یک فنجان چای ماسالا در روز کافی است تا شما را سالم و دور از بیماری ها نگه دارد. این نوشیدنی ترکیبی از بسیاری مواد تشکیل دهنده، از جمله زنجبیل، هل، دارچین، میخکو فلفل سیاه است. اگر چه ممکن است دستورالعمل های زیادی از این چای وجود داشته باشد، اما مواد اولیه مشابه هم هستند ، شما میتوانید به سلیقه خود برخی از ترکیبات را کم و یا اضافه کنید. ارزش غذایی و خواص تغذیه ای چای ماسالا: این نوشیدنی ارزش غذایی بسیار بالایی دارد و با کالری کمتر از 100، میتوانید بدون نگرانی آن را به رژیم غذایی روزانه خود اضافه کنید و لذت ببرید. هنگامی که بدون شیر یا شکر مصرف شو، دارای صفر درصد چربی است، بنابراین به همه افراد در تمامی سنین توصیه میشود. همچنین ثابت شده است که در کاهش وزن موثر است. اگر به دنبال کالری مناسب روزانه هستید، این چای را به رژیم خود بیفزایید. چای ماسالا عطر و طعم فوق العاده ای دارد و با کمتر از 100 کالری مسیر مناسبی برای تناسب اندام است. همچنین طرز تهیه آن بسیار آسان است.همه کاری که باید انجام دهید این است که مقداری میخک، هل ودارچین را در یک کاسه آسیاب کنبد. سپس مقداری زنجبیل، فلفل سیاه و آب جوش را به آن بیفزایید. سپس روی اجاق گاز قرار دهید و اجازه دهید حدود 5 دقیقه بماند. بعد مقدار بسیار کمی شیر و شکر اضافه نمایید و زمانی که به جوش امد چای سیاه را بیفزایید. هم اکنون میتوانید از این چای استفاده کنید و از مزایای آن بهره ببرید. مزایای سلامتی چای ماسالا: 1. جلوگیری از سرماخوردگی و گرفتگی بینی: خواص ضد التهابی، ضد قارچی و ضد باکتریایی چای ماسالا از سرماخوردگی و گرفتگی بینی جلوگیری میکند. میخک و زنجبیل، سرفه را بهبود میبخشد و یک لیوان چای ماسالا در روز مطمئنا شما را قوی و دور از سرماخوردگی نگه میدارد بهترین کار این است که آن را داغ بنوشید. اگر سرماخورده اید یک لیوان چای ماسالا کمک خواهد کرد تا هر چه زودتر احساس بهتری داشته باشید. جلوگیری از سرماخوردگی با چای ماسلا 2. خواص ضد التهابی چای ماسالا: تمام ادویه های که در این نوشیدنی مورد استفاده قرار میگیرند، با هم تاثیرات زیاد و فوق العاده ای را برای بدن دارند. خواص ضد التهابی چای ماسالا بیشتر از زنجبیل است. مطالعات نشان می دهد کهزنجبیل تاثیر مثبتی بر کاهش بدن دارد. میخک یکی دیگر از عناصری است که خواص مشابه دارد. 3. چای ماسالا تقویت کننده و تامین انرژی: چای سیاه جزو عناصر اصلی چای ماسالا است: کافئین موجود در آن انرژی شما را افزایش میدهد. در حالیکه کافئین به تنهایی و مقادیر بیش از حد برخی اثرات منفی را دارد، دیگر مواد تشکیل دهنده چای ماسالا باعث تعادل آن خواهند شد. ادویه ها و ترکیب آنها با چای سیاه انرژی متعادلی را آزاد می کند که نیاز شما برای روز را تامین خواهند کرد. این چای یک طبیعی و سالم است که میتوانید بدون هیچ مشکل و نگرانی مصرف کنید. 4. چای ماسالا برای تقویت سیستم ایمنی بدن: این چای برای سیستم ایمنی بدن شما بسیار مفید است. میخک و دارچین بدنتان را قویتر میکند. یک خط دفاعی در بدن ایجاد میکند و اجازه نمیدهد عفونت ها از آن عبور کنند. کیفیت دارویی این نوشیدنی خوشمزه آن را به یکی از محبوب ترین نوشیدنی ها تبدیل کرده است. 5. چای ماسالا برای کمک به هضم: ادویه های موجود در چای ماسالا بویژه میخک، به روند هضم کمک میکند. زمانی که زنجبیل به این مخلوط اضافه میشود، اثرات دارویی آن بیشتر خواهد شد، که اثر آرام بخشی و طراوت بر روی بدن دارد. همچنین هل، که در این ترکیب وجود دارد تولید بزاق را افزایش میدهد که خود نیز به روند هضم کمک خواهد کرد. کمک به هضم با چای ماسالا 6. خواص آنتی اکسیدانی چای ماسالا: همانطور که گفته شد، پایه چای ماسالا، چای سیاه است. خواص ضد اکسیدانی بسیار قوی دارد. هل و میخک موجود در آن نیز باعث کاهش سطح کلسترول میشود و به نوبه خود مقدار کلسترول خوب را افزایش میدهد. این اتفاق باعث کاهش تشکیل پلاک میشود که عامل انسداد ناشی از بیماری های قلبی است. این ادویه ها به کنترل ضربان قلب و فشار خون کمک میکنند. 7. کنترل فشار خون با چای ماسالا: چای ماسالا همچنین میتواند با مشکلات مربوط به خون مقابله کند، اگر دچار نوسان فشار خون هستید، چای ماسالا میتواند راه حل مناسبی باشد. اثر تاخیری روی خون دارد به همین دلیل فشار خون بالا را درمان میکند. کمک میکند تا گرد خون در بدن تنظیم شود و مانع نوسانات در فشار خون میشود. 8.پیشگیری از سرطان با چای ماسالا: تحقیقات نشان داده است که خواص آنتی اکسیدانی چای ماسالا می تواند به جلوگیری از سرطان کمک کند. زنجبیل دارچین و هل خواص دارویی برای پیشگیری از سرطان دارند. سلول های سرطانی زمانی تشکیل می دهند که تعدادی از سلول های سالم و DNA آسیب ببینند. این اتفاق با مصرف چای ماسالا بهبود می یابد. 9. چای ماسالا برای بهبود متابولیسم بدن: متابولیسم سریع برای بدن سالم بسیار مهم و مناسب است. این نشانه ای است که تمام اندام های بدن به خوبی کار می کنند. مهمتر از همه نشان می دهد که از غذا به خوبی هضم شده است و این برای عملکرد بدن بسیار مهم است کل پروسه هضم با مصرف چای ماسالا به صورت روزانه بهبود می یابد و این مطمئنا سوخت و ساز بدن در یک مدت زمان کوتاه را افزایش می دهد. 10. چای ماسالا مانع از نفخ شکم: به دلیل رژیم غذایی ضعیف مواد غذایی که همیشه میخوریم به راحتی قابل هضم نیستند. ترکیبات چای ماسالا به روند هضم کمک خواهند کرد. این نوشیدنی که خواص کامل آن را در بخش سلامتنمناک می خوانید با افزایش حجم از نفوذ هوا یا آب به داخل معده جلوگیری می کند که این موجب کاهش نفخ می شود به عبارت دیگر مصرف دو فنجان چای ماسالا هر روز می تواند به کاهش چند کیلوگرم وزن کمک کند. بنابراین برای کم کردن وزن توصیه می شود. 11. چای ماسالا برای کاهش گرفتگی های قاعدگی: یکی از مزیت های کمتر شناخته شده چای ماسالا این است که یکی از راه های طبیعی و موثر برای مبارزه با گرفتگی ناشی از دوران قاعدگی است. اکثر زنان در طی دوران قاعدگی از گرفتگی شدید رنج می برند. عناصر موجود در چای ماسالا اثرات آرامبخش روی اعصاب و عضلات دارند. خواص ضد التهابی ادویه های مختلف موجود در این چای به کاهش درد کمک میکنند. کاهش گرفتگی های قاعدگی با چای ماسالا 12. چای ماسالا برای پیشگیری از دیابت: یکی از شایع ترین بیماری های امروزه در دنیا دیابت است. عاقلانه است که با روش های پیشگیرانه از آن جلوگیری کنیم. مواد تشکیل دهنده چای ماسالا دارای خواصی هستند که به کاهش خطر ابتلا به دیابت کمک می کنند، حساسیت به انسولین در بدن را افزایش می دهند، همچنین سطح قند خون را کاهش می دهند و بدن بعد از مصرف چای ماسالا در دفع قند بهتر عمل می کند. 13. چای ماسالا برای کمک به کاهش وزن: چای ماسالا ممکن است به جلوگیری از افزایش وزن کمک کند و از طریق چندین مورد باعث کاهش چربی در بدن شود. اول اینکه چای ماسالا به طور کلی با شیر گاو یا شیر سویا آماده می شود که هر دو منبع خوبی از پروتئین هستند. پروتئین مواد غذایی شناخته شده ای است که به کاهش گرسنگی کمک می کند و احساسات پر بودن را تحریک میکند. بنابراین چای ماسالا احتمالا در کاهش گرسنگی و پیشگیری از خوردن زیاد در روز بعد موثر خواهد بود. حتی ممکن خواهد بود به عنوان یک میان وعده نیز مفید باشد. تحقیقات همچنین نشان می دهد که ترکیبات موجود در نوعی از چای سیاه که برای چای ماسالا استفاده می شود ممکن است باعث شکست چربی ها و کاهش تعداد کالری که بدن از مواد غذایی جذب می کند، شود. علاوه بر این یک مطالعه با کیفیت بالا نشان داد که نوشیدن 3 فنجان چای سیاه در روز می تواند مانع ازافزایش وزن ناخواسته یا افزایش چربی شکم شود با این حال قابل توجه است که این اثرات تنها در کوتاه مدت ممکن است عمل نکند و نیاز به کمی زمان دارد. در نهایت مطالعات حیوانی نشان می دهد که مصرففلفل سیاه می تواند از تجمع چربی در بدن جلوگیری کند. هرچند که هنوز مشخص نیست این نتایج در مورد انسان صدق می کند یا خیر، با این حال اگر شما از چای ماسالا استفاده می کنید مراقب باشید که مصرف شکر خود را محدود کنید. چای تهیه شده با شیر حدود 60 کالری دارد در حالی که چای لاتین تهیه شده در خانه ممکن است حاوی 80 کالری باشد. مقدار کمی چربی دارد که ممکن است تا 180 کالری داشته باشد. استفاده ها از چای ماسالا: تهیه چای ماسالا بسیار آسان است ،می توانید پودر آن را در بیشتر فروشگاههای بزرگ پیدا بکنید، یا همیشه می توانید مواد اولیه آن را در منزل داشته باشید. مزایای سلامتی آن به شما این امکان را می دهد تا بین وعده های غذایی خود مصرف کنید. طعم های معطر برای هر فردی متفاوت و لذت بخش است، در صورت مصرف چای ماسالا در زمان طولانی هضم، قند خون و وزن و سلامت کلی شما بهبود می یابد. چای ماسالا نه تنها عامل پیشگیری از سرطان و دیابت است، بلکه باعث تقویت سیستم ایمنی بدن و جلوگیری از بیماری های عفونی نیز می شود. عوارض جانبی و آلرژی های چای ماسالا: در حالیکه چای ماسالا حاوی مقدار زیادی مزایا می باشد، اما مانند همه مواد غذایی دیگر باید آن را در حد تعادل مصرف کنیم. با چای سیاه که به عنوان پایه در نظر گرفته می شود و دارای کافئین است ممکن است مصرف مقدار زیاد آن تأثیر منفی بر بدن داشته باشد و ممکن است منجر به حالت تهوع و بی حسی در بدن شود. از آنجا که بسیاری از ادویه جات موجود در چای ماسالا متفاوت است، بهتر است زنان باردار از خوردن آن اجتناب کنند. هنگامی که مواد تشکیل دهنده آن بیش از حد مصرف شود باعث عدم تعادل هورمونی در بدن می شود. چگونه در خانه چای ماسالا را تهیه کنیم؟ پیش از این در آشپزخونه نمناک و در واقع در بخش آشپزی نمناک طرز تهیه چای ماسالا را به طور کامل آموزش دادیم ولی بازهم برای یاداوری باید بگوییم که این فقط نیاز به چند تا مواد تشکیل دهنده دارد و شما می توانید در دستورالعمل های مختلف را برای آن دنبال کنید و آن را در یخچال ذخیره کنید. مواد لازم: 20 دانه فلفل سیاه 5 عدد میخک 5 هل سبز یک عدد دارچین پنج فنجان آب 5 قاشق غذاخوری چای سیاه 10 سانتی متر از ریشه زنجبیل تازه فلفل سیاه، میخک، هل، دارچین را در حرارت بسیار کم به مدت 2 دقیقه روی گاز قرار دهید و سپس از آن خارج کنید و اجازه دهید تا خنک شود. سپس آنها را در یک ظرف بزرگ بریزید و با آب و زنجبیل ترکیب کنید. در آن را بگذارید و اجازه دهید 20 دقیقه بماند. از جوشاندن بیش از حد آن اجتناب کنید، زیرا باعث می شود که ادویه ها تلخ شوند. چای سیاه را نیز از حرارت بردارید و سپس آن را میل کنید. طرز تهیه چای ماسالا دوز مصرفی ایمن چای ماسالا : در حال حاضر هیچ مطالعه دقیقی در مورد این که هر فرد به طور متوسط به چه مقدار چای ماسالا در روز نیاز دارد در دست نیست اما بدانید که در مصرف آن زیاده روی نکنید و حد تعادل را داشته باشید، اکثر مطالعات بر مزایای منحصر به فرد این چایی تمرکز می کنند و برای مقدار واقعی آن هیچ چیزی در دسترس نیست. فقط باید توجه داشته باشید که این چای حاوی کافئین است که برای برخی افراد می تواند مضر یا حساس باشد. انتظار می رود که هر فنجان چای ماسالا حدود 25 میلی گرم کافئین داشته باشد که این نصف دوز کافئین توصیه شده در طول روز است. با توجه به محتوای زنجبیل چای افراد مبتلا به فشار خون یا قند خون پایین، باید از مصرف آن اجتناب کنند یا مصرف آن را در پایین ترین محدوده انجام دهند. افرادی که تحمل لاکتوز را ندارند می توانند به جای شیر از آب استفاده کنند.
  15. 3 امتیاز
    من آدمِ نرفتن ام آدمِ دوست موندن یا اصلا آدمِ دیر رفتن ام خیلی دیر .. اما وقتی برم دیگه آدمِ برگشتن نیستم. آدمِ مثل قبل شدن نیستم. باور کن ! انا گاوالدا
  16. 3 امتیاز
    با لوله‌ی تفنگ چای را هم می‌زند با لوله‌ی تفنگ جدول را حل می‌کند با لوله‌ی تفنگ فکرهایش را می‌خاراند گاهی هم روبه‌روی خودش می‌نشیند و ترکش‌های خاطره را از مغزش بیرون می‌کشد در جنگ‌های زیادی جنگیده است اما حریف تنهایی‌اش نمی‌شود قرص‌ها کم‌رنگ‌ترش کرده اند آن‌قدر که سایه‌اش بلند می‌شود می‌رود، برایش آب می‌آورد باید قبول کنیم که هرگز هیچ سربازی زنده از جنگ برنگشته است... گروس عبدالملکیان
  17. 3 امتیاز
    تن محنت کشی دیرم خدایا دل با غم خوشی دیرم خدایا زشوق مسکن و داد غریبی به سینه آتشی دیرم خدایا باباطاهر
  18. 3 امتیاز
    جوونی هم بهاری بود و بگذشت به ما یک اعتباری بود و بگذشت میون ما و تو یک الفتی بود که آن هم نوبهاری بود و بگذشت باباطاهر
  19. 3 امتیاز
    یاد آن عهد که دل در خم گیسوی تو بود شب من موی تو و روز خوشم روی تو بود نور چون چشم ز پیشانی من می‌بارید تا مرا قبله طاعت خم ابروی تو بود دل یوسف هوس حلقه زنجیر تو داشت صائب آن روز که در سلسله موی تو بود صائب تبریزی
  20. 3 امتیاز
    چه می‌شد آه ای موسای من، من هم شبان بودم تمام روز و شب زلف خدا را شانه می‌کردم نه از ترس خدا، از ترس این مردم به محرابم اگر می‌شد همه محراب را میخانه می‌کردم علیرضا قزوه
  21. 3 امتیاز
    حمامی را بگو گرت هست صواب امشب تو بخسب و تون گرمابه متاب تا من به سحرگهان بیایم به شتاب از دل کنمش آتش وز دیده پر آب مهستی گنجوی
  22. 3 امتیاز
    عشق رخ تو بابت هر مختصری نیست وصل لب تو در خور هر بی خبری نیست هر چند نگه می‌کنم از روی حقیقت یک لحظه ترا سوی دل ما نظری نیست بسیار سمرهاست در آفاق ولیکن دل‌سوزتر از عشق من و تو سمری نیست سنایی
  23. 3 امتیاز
    آن را که جفا جوست نمی باید خواست سنگین دل و بد خوست نمی باید خواست مارا ز تو غیر از توتمنایی نیست از دوست به جز دوست نمی باید خواست رهی معیری
  24. 3 امتیاز
    یارب دل پاک و جان آگاهم ده آه شب و گریه سحرگاهم ده در راه خود اول ز خودم بیخود کن بیخود چو شدم ز خود بخود راهم ده خواجه عبدالله انصاری
  25. 3 امتیاز
    اکنون که گل سعادتت پربار است دست تو ز جام می چرا بیکار است می‌خور که زمانه دشمنی غدار است دریافتن روز چنین دشوار است خیام
  26. 3 امتیاز
    کنار ساحل، چند قدم توی آب، یک قایق کهنه، ترک شده و متروک، بی پارو و بی رنگ، تنهای تنهای تنها رها شده بود. انگار برادر تنی ما اهل شب باشد، که همیشه رها شده بوده‌ایم در نزدیک ترین فاصله از ساحل موعود آرامش، و کسی نیامد و ندید و عکسمان را نگرفت. هروقت کنار آب می رفتم توی دلم به برادرم - قایق سبز پیر - سلام می کردم و از دور می پرسیدم دوست داری حرف بزنیم؟ جوابی نمی داد و اصلا نگاه هم نمی کرد. لابد قایق ها خوش ندارند با غریبه ها حرف بزنند. من فقط میخواستم برایش توضیح بدم که خیلی هم بدشانس نیست. لااقل، هرگز کسی را که شکل خوابهایش باشد از نزدیک ندیده. هرگز او را نرنجانده. هرگز او را نترسانده. هرگز نرفته که مایه آرامش کسی باشد که از همه دنیا بودن کنار او را می خواست. هرگز پریزاد قصه هایش را در ستاره باران ترین شب خدا از دست نداده. اما حوصله نداشت قایق طفلک. دو همزاد بودند، قایق بی پارو و رفیق نهنگم که به گل نشسته بود پشت خنده ها و رقص ها و سرمستی ها. نوش بادتان تَرك شدگی. حالا دیگر قصه برای همیشه همین است، غمگین و خسته می ایستید به نظاره طلوع ها و غروب ها، بی این که از گردش روزگار امیدی داشته باشید، یا رنجشی، یا سوالی، یا کینه ای. تسلیم و ساکت، در انتظار زوال. به انجمن ارواح از یاد رفته خوش آمدید.... #حمیدسلیمی
  27. 3 امتیاز
    آنا برتون: آدمهای شکست خورده آدمهای خطرناکی هستن. اونا میدونن که هر اتفاقی بیفته بالاخره آخرش دوباره حالشون خوب میشه. آسیب(damage)_لویی مال
  28. 3 امتیاز
    ﺍﺯ ﯾﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﺑﻌﺪ . . . ﺩﯾﮕﻪ ﺩﻭﺱ ﻧﺪﺍﺭﯼ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺧﻠﻮﺕ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍﻩ ﺑﺪﯼ ﺣﺘﯽ ﺍﮔﻪ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﮐﻼﻓﻪ ﺍﺕ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﺎﺷﻪ ﺍﺯ ﯾﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﺑﻌﺪ ... ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺴﯽ ﺑﻬﺖ ﻣﯽ ﮔﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻣﯿﺰﻧﯽ ﻭ ﺍﺯﺵ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﻣﯿﮕﯿﺮﯼ ﺍﺯ ﯾﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﺑﻌﺪ . . . ﻓﻘﻂ ﯾﻪ ﺣﺲ ﺩﺍﺭﯼ، ﺣﺲ ﺑﯽ ﺗﻔﺎﻭﺗﯽ ﻧﻪ ﺍﺯ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻫﺎ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﻣﯿﺸﯽ ﻭ ﻧﻪ ﺍﺯ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺷﺘﻦ ﻫﺎ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ... علیرضا روشن
  29. 3 امتیاز
    تو را من چشم در راهم شباهنگام که می گیرند در شاخ «تلاجن» سایه ها رنگ سیاهی وز آن دلخستگانت راست اندوهی فراهم؛ تو را من چشم در راهم. شباهنگام، در آن دم که بر جا دره ها چون مرده ماران خفتگانند؛ در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام، گرم یادآوری یا نه، من از یادت نمی کاهم؛ تو را من چشم در راهم... نیما یوشیج
  30. 3 امتیاز
    بعضي آدم ها را نميشود داشت فقط ميشود يک جور خاصي دوستشان داشت ! بعضي آدم ها اصلا براي اين نيستند که براي تو باشند يا تو براي آن ها ! اصلا به آخرش فکر نمي کني آنها براي اينند که دوستشان بداري آن هم نه دوست داشتن معمولي نه حتي عشق ! يک جور خاصي دوست داشتن که اصلا هم کم نيست ... این آدم ها حتی وقتی که دیگر نیستند هم در کنج دلت تا ابد یه جور خاص دوست داشته خواهند شد... برداشت آزاد از درخشش ابدی یک ذهن پاک
  31. 3 امتیاز
    اسکارلت: من هیچ وقت در زندگی آدمی نبودم که قطعات شکسته ظرفی را با حوصله زیاد جمع کنم و به هم بچسبانم و بعد خودم را فریب بدهم که این ظرف شکسته همان است که اول داشته ام. آنچه که شکست، شکسته و من ترجیح می دهم که در خاطره خود همیشه آن را به همان صورتی که روز اول بود حفظ کنم تااینکه آن تکه ها را به هم بچسبانم و تا وقتی زنده ام آن ظرف شکسته را مقابل چشمم ببینم..... بر باد رفته_مارگارت میچل
  32. 3 امتیاز
    زنها دو دسته اند، آنهایی که محافظت میشوند و آنهایی که نمیشوند. دسته اول را با ماشین به این طرف و آن طرف میبرند و سروقت از آرایشگاه، از استخر، از مدرسه، از اداره و ... برمیگردانند. با تلفن حالش را می پرسند و اگر سرش درد کرد، یکی هست که بگوید: "بهتر نیست کمی استراحت کنی؟" زن های دسته دوم توی باد و باران و توفان، ساعت ها توی صف اتوبوس می ایستند و با اینکه تصمیم میگیرند به جایی که اتوبوس از آنجا می آید نگاه نکنند ولی گردنشان بی اختیار بارها و بارها به آن سو میچرخد. تا شب سگ دو میزنند و شب کسی نیست که بگوید: "عزیزم؛ قرص مسکن برایت بیاورم؟ زن های محافظت شده راه رفتنی با طمأنینه دارند. ولی زن های محافظت نشده یا بسیار تند راه میروند و یا کُند. زن محافظت نشده یا غر میزند یا به جایی خیره میشود و گاه خرفت میشود... زن محافظت شده، مهمانی ترتیب میدهد و از مسافرتهایش میگوید زن محافظت نشده گریه میکند و آنقدر این کار را ادامه میدهد که دیگر اشکش در نیاید. زن محافظت شده همیشه در نیمه راه گریه و یأس به زندگی برمیگردد. حتی وقتی می خندیم_فریبا وفی
  33. 3 امتیاز
    زن كه باشی: نمیتوانی موقع غمت به خیابان بروی! سیگاری آتش بزنی! و دود شدن غمهایت را ببینی! زن كه باشی: غمت را پنهان میكنی پشت نقاب آرایشت! و با رژ لبی قرمز! خنده را برای لبهایت اجباری میكنی! آنوقت همه فكر میكنند..نه دردی هست،نه غمی وتنها نگرانیت،پاك شدن رژ لبت است!! زن كه باشی: مردانه باید غم بخوری.... سیمین بهبهانی
  34. 3 امتیاز
    اسمش را میگذاریم؛ دوست مجازی اما آنسو یک آدم حقیقی نشسته خصوصیاتش را که نمیتواند مخفی کند وقتی دلتنگی ها و آشفتگی هایش را مینویسد وقت میگذارد برایم، وقت میگذارم برایش نگرانش میشوم دلتنگش میشوم وقتی در صحبت هایم، به عنوانِ دوست یاد میشود مطمئن میشوم که حقیقی ست هرچند کنار هم نباشیم هرچند صدای هم را هم نشنیده باشیم، من برایش سلامتی و شادی آرزو دارم هرکجا که باشد...
  35. 3 امتیاز
    کوچه های قدیمی را باریک می ساختند تا آدمها به هم نزدیکتر شوند ** حتی در یک گذر ** اکنون چقدر آواره ایم در این همه اتوبان پهن ....
  36. 3 امتیاز
    من نمی گویم هـــزار شـــــــــکست خورده ام من می گویم فهمیده ام هزار راه وجود دارد که می تواند باعــــــــث شــــــکست شــــــــــــود (توماس ادیسون)
  37. 3 امتیاز
    خدا گفت: ببرینش جهنم، شخص برگشت نگاهی به خدا کرد، خدا گفت:او را به بهشت ببرین! فرشتگان سوال کردند چرا؟ پاسخ آمد چون او هنوز به من امیدوار است.
  38. 3 امتیاز
    من تا به اینجا رسیده ام اینها را از زندگی فهمیده ام... فهمیده ام که آدم ها گاهی اوقات انسان را به شگفتی وا می دارند. فهمیده ام بعضی وقت ها درست همان کسی به تو کمک می کند تا سرپا بایستی که انتظار داشتی تو را به زمین بزند. فهمیده ام که گرمی، دوستی، محبت و مهربانی پرطرفدارترین کالاهای جهان هستند. کسی که بتواند آنها را تامین کند هرگز تنهایی را تجربه نخواهد کرد. فهمیده ام که نباید به گذشته نظر کنی مگر به نیت عبرت گرفتن. فهمیده ام که باید به گونه ای زندگی کنم که اگر کسی سخن نادرستی در مورد من مطرح کرد هیچ کس حرف او را باور نکند. فهمیده ام که زندگی مثل دستمال توالت لوله ای است. هر چه به آخرش نزدیکتر می شود سریع تر می گذرد. فهمیده ام که خوب بودن خرجی ندارد. فهمیده ام که بیش تر چیزهایی که باعث نگرانی من می شوند هرگز اتفاق نمی افتند. فهمیده ام که هر دستاورد بزرگی زمانی غیر ممکن به نظر می رسیده است. فهمیده ام که مهربانی از کمال مهمتر است. فهمیده ام که در هر برخوردی هر چند کوتاه، از خود تاثیری به جا می گذاریم. فهمیده ام که مهم نیست چه اتفاقی برای آدم می افته، مهم اینه که در موردش چی کار می کنیم
  39. 3 امتیاز
    همیشه غروب دریا برام یه "دلتنگی" خاص داشته درعین زیبایی وقتی خورشید آخرین پرتوهای عاشقش رو روی تن گرم دریا رها میکنه و آسمون که آبی بی انتهاش رو چه بی ادعا پیشکش دریا کرده و دریا که با همه اینها عاشقانه ساحل رو می پرسته و چه بی غرور خودش رو در آغوش ساحل میندازه .همیشه وقتی به دریا نگاه می کنم، مطمئن هستم که اونقدر مهربون هست که بشه کنارش ایستاد و از زیبایی و شکیبایی و شعری که درش هست لذت برد.میدونی اگه دل به دریا بدی آسمون دلت آبی میشه و اون وقت آبی آسمون پیش چشمات تبدیل به بیکرانی میشه که بالهات رو به پرواز تشویق می کنه و این آغازی میشه تا اهل آسمون بشی و زمین بشه خونه دوم تو.دل به دریا که بدی هوای دلت بوی بارون میگیره اون وقت همیشه حس ناب باریدن در تو تازه است هر وقت دلم از همه کس و همه جا می گیره وقتی دیگه حتی از خودم هم خسته هستم میرم به خلوت دریا و ساحلش کفشهام رو در میارم آن وقت که حرکت شن های دریا رو زیر پام حس میکنم وقتی موجهای دریا خودشون رو بی غرور زیر پاهام رها میکنن نسیمی که منو درخودش می پیچه و احساس سرما ئیکه همهوجودم رو میگیره میایستم یه گوشه ساحل و چشمام رو میبندم و فقط گوش میدم........................
  40. 3 امتیاز
    در مکه دیدم خدا چند سالیست که از شهر مکه رفته و انسانها به دور خویش می گردند... در مکه دیدم هیچ انسانی به فکر فقیر دوره گرد نیست دوست دارد زود به خدا برسد و گناهان خویش را بزداید غافل از اینکه آن دوره گرد خود خدا بود... حسین پناهی
  41. 3 امتیاز
    براي دلم گاهي مادري مهربان ميشوم!!! دست نوازش برسرش ميكشم و ميگويم: "غصه نخور،ميگذره" براي دلم گاهي پدر ميشوم!!!!! خشمگين ميگويم: "بس كن ديگر بزرگ شده اي" گاهي هم دوستي مهربان ميشوم... دستش را ميگيرم و به باغ رويا ميبرم... اما....دلم از دست من خسته است....
  42. 3 امتیاز
    زندگی به زیبایی همین مدادرنگی هاست! می تونی از شادترین رنگ ها شروع کنی نگاهِ مهربونتُ صورتی کن با رنگِ سبز؛ اندیشه تُ زیبا کن به خاطراتِ قشنگت؛ رنگِ نارنجی بزن با رنگِ آبی؛ آسمونِ دلتُ رنگ,آمیزی کن با رنگِ زرد؛ قلبِ مهربونتُ طلایی و درخشان کن با رنگِ قرمز؛ حرارتِ بیشتری به مهر و دوستیمون بده رنگ بزن به زندگيت نذار تا آخر عمر برفك زندگي سياه و سفيد رو تحمل كني رنگ بزن ......
  43. 3 امتیاز
    همیشــــــــــــــه در سختی ها به خودم میگفتم : این نیز بگذرد .... هنـــــــــــــوز هم میگویم ! امـــــــــــــــــا .... حال میـــــــدانم ؛ آنچه میگذرد عـــــــــــــــــــــــمرِ من است ، نه ســـــــــختی ها ... !!!
  44. 3 امتیاز
    دنـــــیـــــــا: بازی هایت را سرم درآوردی گرفتنی ها را گرفتی دادنی ها را ندادی حسرت ها را کاشتی زخم ها را زدی دیگر بس است چون چیزی نمانده ، بگذار بخوابم محتاج یک خواب بی بیدارم..
  45. 3 امتیاز
    در روزگاری زندگی میکنیم کـه هَرزگی “مـُـــــد” اســت بی آبرویــی “کلاس” اســـت مَســـــتی و دود “تَفـــریــح” اســـت رابطه با نامحرم “روشــن فکــری” اســت گــُـرگ بــودن رَمـــز “مُوفقیت” اســـت بی فرهنگی “فرهنگ” است پشت به ارزش ها واعتقادات کردن نشانه “رشد ونبوغ” است
  46. 3 امتیاز
    سخن من نه از درد ایشان بود...! برویم ای یار، ای یگانه‌ی من! دست مرا بگیر! سخن من نه از درد ایشان بود، خود از دردی بود که ایشانند! اینان دردند و بودِ خود را نیازمند جراحات به چرک‌اندر نشسته‌اند. و چنین است که چون با زخم و فساد و سیاهی به جنگ برخیزی کمر به کین‌ات استوارتر می‌بندند. برویم ای یار، ای یگانه‌ی من! برویم و، دریغا! به هم‌پاییِ این نومیدیِ خوف‌انگیز به هم‌پایی این یقین که هر چه از ایشان دورتر می‌شویم حقیقت ایشان را آشکاره‌تر در می‌یابیم! با چه عشق و چه به‌ شور فواره‌های رنگین‌کمان نشا کردم به ویرانه‌رباط نفرتی که شاخساران هر درختش انگشتی‌ست که از قعر جهنم به خاطره‌یی اهریمن‌شاد اشارت می‌کند. و دریغا ــ ای آشنای خون من ای همسفر گریز! ــ آن‌ها که دانستند چه بی‌گناه در این دوزخ بی‌عدالت سوخته‌ام در شماره از گناهان تو کم‌ترند! احمد شاملو
  47. 3 امتیاز
    شکوفه ی اندوه شادم که در شرار تو می‌سوزم شادم که در خیال تو می‌گریم شادم که بعد وصل تو باز اینسان در عشق بی‌زوال تو می‌گریم پنداشتی که چون ز تو بگسستم دیگر مرا خیال تو در سر نیست اما چه گویمت که جز این آتش بر جان من شراره‌ی دیگر نیست شب ها چو در کناره‌ی نخلستان کارون ز رنج خود به خروش آید فریادهای حسرت من گویی از موج‌های خسته به گوش آید شب لحظه ای به ساحل او بنشین تا رنج آشکار مرا بینی شب لحظه ای به سایه‌ی خود بنگر تا روح بیقرار مرا بینی من با لبان سرد نسیم صبح سر می‌کنم ترانه برای تو من آن ستاره ام که درخشانم هر شب در آسمان سرای تو غم نیست گر کشیده حصاری سخت بین من و تو پیکر صحراها من آن کبوترم که به تنهایی پر می‌کشم به پهنه‌ی دریاها شادم که همچو شاخه‌ی خشکی باز در شعله های قهر تو می‌سوزم گویی هنوز آن تن تبدارم کز آفتاب شهر تو می‌سوزم در دل چگونه یاد تو می‌میرد یاد تو یاد عشق نخستین است یاد تو آن خزان دل‌انگیزیست کو را هزار جلوه‌ی رنگین است بگذار زاهدان سیه دامن رسوای کوی انجمنم خوانند نام مرا به ننگ بیالایند اینان که آفریده‌ی شیطانند اما من آن شکوفه‌ی اندوهم کز شاخه‌های یاد تو می‌رویم شبها ترا بگوشه‌ی تنهایی در یاد آشنای تو می‌جویم فروغ فرخزاد
  48. 3 امتیاز
    پرنده آبی... پرنده‌ای آبی در قلب من هست که می خواهد پر بگیرد اما درون من خیلی تنگ و تاریک است برای او می‌گویم اش ,آنجا بمان ,نمی‌گذارم کسی ببیندت پرنده‌ای آبی در قلب من هست که می‌خواهد بیرون شود اما ویسکی‌ام را سَر می‌کشم رویش و دود سیگارم را می بلعم و فاحشه‌ها و مشروب فروشی‌ها و بقال‌ها هرگز نمی‌فهمند که او آنجاست. پرنده‌ای آبی در قلب من هست که می‌خواهد بیرون شود اما درون من خیلی تنگ و تاریک است برای او می‌گویم‌اش,همان پایین بمان می‌خواهی آشفته‌ام کنی؟ می‌خواهی کارها را قاطی پاتی کنی؟ می‌خواهی در حراج کتابهایم توی اروپا غوغا به پا کنی؟ پرنده‌ای آبی در قلب من هست که می‌خواهد بیرون شود اما من بیشتر از این‌ها زیرک‌ام فقط اجازه می‌دهم ,شب‌ها گاهی بیرون برود وقت‌هایی که همه خوابیده اند توی چشم‌هایش نگاه می‌کنم می‌گویم‌اش ,می‌دانم که آنجایی غمگین مباش آن وقت فرو می‌دهم‌اش اما او انجا کمی آواز می‌خواند نمی‌گذارمش تا کاملا بمیرد و ما با هم به خواب می‌رویم انگار که با عهد نهانی‌مان و این آن قدر نازنین هست که مردی را بگریاند اما من نمی‌گریم تو چطور؟ پرنده آبی_چارلز بوکوفسکی
  49. 3 امتیاز
    در یک جیب پالتو ام مرگ و در جیب دیگرش زندگی را گذاشتم در یک جیب شادی و در جیب دیگر غم، در یکی به سراغم آمدن و در دیگری از من فرار کردنت را در یک جیب پالتو ام شجاعت و در جیب دیگر ترس را گذاشتم یک طرف دوستانم و یک طرف دشمنانم را چقدر چیزهای دوست داشتنی و نفرت انگیز در این دنیا وجود دارد… در یک جیب پالتو ام عقلم را و در جیب دیگر قلبم را گذاشتم اینگونه بود که توانستم قدم بزنم… احمد ارهان
  50. 3 امتیاز
    بی آرزو چه می کنی ای دوست ! بی‌آرزو چه می‌کنی ای دوست؟ به ملال، در خود به ملال با یکی مُرده سخن می‌گویم. شب، خامُش اِستاده هوا وز آخرین هیاهوی پرندگانِ کوچ دیرگاه‌ها می‌گذرد. اشکِ بی‌بهانه‌ام آیا تلخه‌ی این تالاب نیست؟ از این گونه بی‌اشک به چه می‌گریی؟ مگر آن زمستانِ خاموشِ خشک در من است. به هر اندازه که بیگانه‌وار به شانه‌بَرَت سَر نهم سنگ‌باری آشناست سنگ‌باری آشناست غم. احمد شاملو
×
×
  • اضافه کردن...